من از لطافت یک لاله هم لطیف‌ترم


من از ظرافت یک یاس هم ظریف‌ترم


سه‌ساله عصمت عشقم به باغ یاس حسین


که از گروه شکسته‌پران شکسته‌ترم


کبودی رخ من پرچم ولایت ماست


خبر ندارد عدو از شرار در جگرم


ز بعد داغ پدر ای حرامیان پلید


مثال فاطمه از غنچه هم نحیف‌ترم


هجوم آن‌همه سیلی و روی کوچک من


نمانده غیر کبودی به گرد چشم ترم


از آن شبی که فتادم به دامن صحرا


نخفته‌ام ز تب و درد پهلو و کمرم


عمو کجاست ببیند نفس ندارم من


وَ خون لخته بگیرد ز گوشه بصرم

 

شعر از آقای نصیر حسنی