پرسیدند چرا برمودا؟!آن هم برمودای خشکی...(روز دوم)
صدای ما را از سرزمین گم شده ها می شنوید!! وقتی گم می شوی می فهمی همه جا برموداست... همه جا شلمچه است،همه جا امام رضاست!!خوب نگاه کن این خاکها، این ذکرها،این درد و دلها آشنا نیست؟!باید برای رسیدن به برمودا چقدر راه برویم؟!کی قرار است زنجیر بهانه ها رهایمان کنند ؟!امروز به طلائیه که برسی تازه می فهمی همه جا برمودا باریده است ، حتی می شود در شهر هم گم شد!می شود در شهر هم خدا را پیدا کرد، حتی می شود در شهر هم گذاشت و گذشت!!
مزار شهدای کوچه های آشنا، خانواده شهید نام آشنا، گاهی دلتنگی های غروب پنجشنبه یک جانباز هم می تواند ما را راهی نور کند
هویزه که رسیدیم به علم الهدی قول بدهیم همه جا را برمودایی کنیم،خدا نکند یادمان برود این عهد ها، خدا نکند مثل آن کسی باشیم که تا باران تمام شد چترش را جا گذاشت و فراموش کرد .
خدا کند وقتی برگشتیم همه جا برایمان بوی شهید وزیده باشد و یادمان باشد ما آمده ایم زندگی کنیم تا قیمت پیدا کنیم نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنیم!
امروز روز هدایت نسل های آینده است...