ما شهید دادیم آنها مجلس ترحیم گرفتند!!درددلی عجیب با دوکوهه

دوکوهه!این روزها تو میزبان بسیجیانی هستی که هشت ماه با دشمنان حضرت "آه" جنگیدند.

اگر در آن هشت سال دفاع مقدس عده ای خواستند بعد از فتح خرمشهر جنگ را مختومه اعلام کنند، در این هشت ماه دفاع مقدس هم عده ای خواستند یعد از فتح فضای سایبر جنگ را مختومه اعلام کنند.

عجبا که باز هم ما پای کار بودیم و آقا زاده ها در رفتند. ما در سه راه جمهوری بودیم و آقازاده ها در مسجد ضرار. ما بی قرار بودیم و آقازاده ها رو به فرار.

این بار هم شگفتا که مثلث جام زهر به کار بود. این بار هم عده ای از پشت خنجر زدند.این بار هم ما شهید دادیم و آنها مجلس ختم گرفتنند.این بار هم شهدای ما گمنام اند.در آن هشت سال دفاع مقدس شهدا از عرض اروند وحشی رد شدند که روزی دو بار جزر و مد داشت و ما هم از عرض سایت هایی رد شدیم که ثانیه ای دو بار آپ می شدند.به ما، هم فحش ناموسی می دادند و هم می گفتند بی ادب . هم به خودشان می گفتند شیعه و هم در عاشورا آشوب می کردند.هم می گفتند خط امام و هم با جورج سوروس مذاکره می کردند.

ما اما ای دوکوهه! نگذاشتیم که هشت ماه دفاع مقدسمان با قصه پر غصه جام زهر تمام شود. با قطع نامه تمام شود.عجبا که باز هم به ولی فقیه گفتند،مردم دیگر خسته شده اند!ما اما پای کار بودیم و مثل پدرانمان خستگی را خسته کردیم. ما سران حکمیت را خسته کردیم اما خودمان خسته نشدیم ما راضی به فطع نامه نشدیم.

دوکوهه!تو این روزها میزبان عاشوراییانی هستی که اجازه ندادند با سر حسین در خرابه های گوگل بازی شود. تو این روزها میزبان بنی هاشمی ترین جوانان کوچه ولایت هستی. قسم به سال هشتاد و هشت،ما سحر را ای دوکوهه!در زمین صبح گاه تو به نظاره خواهیم نشست. ما آرزوها داریم برای تو.آرزوهای قشنگ.خیال نکنی جنگ تمام شده.تفنگت را ای دوکوهه!پر کن از فشنگ.مجهز باش.خودت را آماده کن.تو فرارگاه بی قراران آخرالزمانی دوکوهه!تو پادگان یاران صاحب الزمانی دوکوهه ! قطار تاریخ چشم به ایستگاه تو دوخته است.قطار تاریخ افتاده در ریل ظهور."راهیان نور" دشمنان تاریکی اند. اینها راهی شده اند تا دست ماه را در دستان خورشید بگذارند. رسالتی دیگر در راه است گه افتتاح پیوند ماه با خورشید است.