تو که می خواهی در زنجیر اسارت ماندن نمانی و همراه کاروان رفتن بروی تا در خط هدایت به دروازه انسانیت برسی و چون رسولان٬ بشیر فلاح و خداگونگی شوی در قفس حقیر بودن نمان و از پوکی ماندن به پاکی شدن برو.

تو که می خواهی تا چون مرداب نباشی و همچون دریا بخروشی از آفتاب نهراسی که نور را بپرستی به پاخیز و چونان نذیران٬ دل تیره شب را به خنجر سپیدی بشکاف تا در انفجار صبح تابش٬خورشید را به تماشا نشینی.

شهید مهدی رجب بیگی