هنوز پای انقلاب استاده ایم...
تو سالن مدرسه یه ماکت بزرگ درست می کردن از صحنه ورود امام به ایران پس از پانزده سال تبعید.
بچه های مدسه توی هر پایه ایکه بودن می تونستن روزنامه دیواری درست کنند برای شرکت تو مسابقه . وای که چه افنضاهایی بودن اون روزنامه های دیواری کار بچه های هفت تا دوازده ساله.
گل برنامه های دهه فجر جشن های ده روزه بود. از روز یازدهم تا بیست و یکم هر روز یک پایه و هر زنگ یک کلاس جشن داشت و همه بچه های کلاس باید توی برگزاری جشن و اجرای برنامه ها شرکت می کردند از خرید خوراکی ها گرفته تا اجرای سرود و موسیقی و نمایش .همه معلم ها و ناظم و مدیر و مربی و بهداشت توی جشن های کلاسی شرکت می کردند. برگزیده این برنامه میشد مراسم روز بیست و یکم در مسجد پشت مدرسه و اهدای جوایز به سرود و نمایش برگزیده.
یاد خانم گیلانی معلم کلاس چهارم و پنجمم به خیر که از ارتفاع می ترسید و برنامه کلاس آرایی ما به عهده خود بچه ها بود. انشاالله هر جا هستن سالم و برقرار باشند.سالهایی که ایشون معلم ما بودند نمایش کلاس ما برنده جشنواره فجر ما بود.
حالا بعد از انهمه خاطره گویی می خواستم بگم که فرار شاه توی سی و سه سال گذشته مقدمه شادی ها و غم های زیادی بود که بر این ملت گذشت . شادی پیروزی ها و گشایش هایی که از راه رسید مثل پیروزی انقلاب و موفقیت های علمی و فرهنگی و سیاسی و غم هایی مثل جنگ و ترور و هزاران سختی ای که مردم برای حفظ انقلابشان به جان خریدند.
اما با همه اینها هنوز پای انقلاب استاده ایم...
امروز روز هدایت نسل های آینده است...